زمانی که می توانید کاری انجام دهید / قبل از آن هیچ کاری نکنید


فقط بچرخید و بچرخید
دلت را به دنیا نبند، بیدار باش

آنچه می توانید انجام دهید
تا رسیدن هیچ کاری نکن

آنچه در شاهنامه ها ذکر کرده اند
رستم و روینیتان اسفندیار

دانستن اینکه اینها اربابان مالک هستند
از آنجا که افراد زیادی وجود دارند، جهان به یاد ماندنی است

همه رفتند و مای شوخ چشم
هیچ اعتباری از آنها نگرفتیم

تو که نطفه بودی جاهل بودی
یه بار دیگه بچه بودی

مدتی تا بلوغ بزرگ شدی
سرور خوبی هستی سیمین آذر

علاوه بر این، شما مرد مشهوری شدید
میدان پدر، شکار و کارزار

چیزی که دیدی اون چیزی نبود که انتظار داشتی
و این بینی متوقف نشد

دیر یا زود این چهره و شخص شیرین
خاک می شود و غبار می شود خاک

باغبان می خواهد گل بچیند
آن را بلند نکنید، خود به خود فرو می ریزد

همه اینها هیچ است زیرا می گذرد
عرش و بخت و امر و نهی

بچه ها اسمش خوب باشه
به خاطر او سرای زرنگار ماند

چه کسی می داند سال آینده؟
یا اونی که با ما بود کجا رفت؟

بیچاره خوابان در خاک لحد
داخل سر مارمولک می خوابد

صورت زیبا چیزی نیست
ای برادر یک شخصیت زیبا بیاور

هیچ دانشی قبل از عقل و روح نیست
من می گویم اگر شما قوی هستید

انسان باید در بدنش هوش داشته باشد
در بدن الاغ جانی نیست

قبل از آن کاز شما را بیرون آورد
گردش گیتی به اختیار خودش است

به دنبال گنج باشید، در جستجو رنج بکشید
شما باید خرمن کوبی کنید، بذر بکارید

زیرا خدای تو حکم بزرگی داده است
قطعه ای از حکمت برای فقرای در حال گذار

چون بهشت ​​قدرت داد
همیشه با زیردستان خود خوب رفتار کنید

عذرخواهان را ببخشید
زینهار را به جان زینهار بده

ممنونم از نعمت هایی که درست است
بندگان صالح را دوست دارد

لطف او بیش از حد است
رحمت او بی شمار است

اگر زبان کمی مو دارید
برای یک نعمت از هزار نعمت نگو شکرت

نام نیک آن مرحوم را ضایع نکنید
تا نام نیکو پایدار بماند

موسیقی روز و شب ملکبنان
گاهی در داخل خمر و گاهی در خمر

به دراویش و فقرا بده
به تمام کارت های روی آرد توسط کردگر

با غریبه ها مهربان باشیم
نام تو در زمین پر برکت باد

شما بازوهای قوی و شمشیری تیز دارید
اگر دنیا حمله کند غم انگیز است

از درون خسته فکر کنید
دعای پرهیزگاران

منجنیق مظلوم تا صبح
ستمگران را سخت بر حصار بکشید

با آن بد باش و با خوبی ها خوب نباش
به جای گل گل باش و به جای خار خار

شیاطین با انسان ها مخلوط نمی شوند
اما از مردم دیوسار بترسید

هر کسی که از مردم متنفر است یا متنفر است
آراندش دمار دیر یا زود مرد

باهاش ​​خوب رفتار کن
کشتن مار جز به وسیله مار نباید انجام شود

ای که چشم دانا و گوش خرد
به توصیه من توجه کنید زیرا گوشواره است

عهد من را زیر پا نگذار مگر اینکه لجبازی کنی
جز بختیار به من گوش نده

سعدیا، تو میدونی چطوری بگی
حقیقت را جز آشکارا نباید گفت