5 نکته مهم در 6 کلاه متفکر ادوارد دو بونو


“آیا می توانید کتابی درباره … پیشنهاد دهید؟”

“اکنون در حال خواندن چه مطلبی هستید؟”

“کتاب مورد علاقه ی تو چیست؟”

من بسیاری از این نوع سوالات را دریافت می کنم و همیشه خوشحالم که به عنوان خواننده مشتاق و عاشق کتاب در همه زمینه ها به آنها پاسخ دهم.

همچنین ، من می خواهم مردم را تشویق کنم تا آنجا که ممکن است مطالعه کنند ، زیرا دانش ، مانند علاقه مرکب ، مزایای زیادی دارد. هرچه بیشتر یاد بگیرید ، بیشتر می دانید. هرچه بیشتر بدانید ، بیشتر می توانید انجام دهید. هرچه بیشتر بتوانید انجام دهید ، شانس موفقیت شما بیشتر می شود.

در حقیقت ، اگر در بین همه افرادی که می شناسم یک وجه مشترک وجود دارد که با موفقیت از پیچیدگی ها و هرج و مرج زندگی عبور می کند ، این یادگیری دائمی است. به این ترتیب آنها می توانند از اشتباهات جلوگیری کنند ، از فرصت ها استفاده کرده و نتایج را به حداکثر برسانند.

بنابراین ، اگر اهل کتابخوانی هستید و به دنبال یک کتاب خوب هستید ، یا می خواهید به خواندن عادت کنید ، این مقاله برای شما مناسب است.

همچنین ، اگر کتاب پیشنهادی دارید که می خواهید به اشتراک بگذارید ، خجالت نکشید! اجازه دهید من و دیگر “کتابفروشان” با گذاشتن نظر در زیر بدانیم!

خوب ، بیایید به کتابهای توصیه شده برویم: 6 کلاه تفکر ادوارد دو بونو

فرض این کتاب ساده است. اکثر ما وقتی به چیزی فکر می کنیم سعی می کنیم کارهای زیادی را همزمان انجام دهیم. ما به دنبال اطلاعات هستیم. ما احساسات را در نظر می گیریم. ما ایده های جدیدی داریم و

گزینه. ما به عنوان حامی شیطان عمل می کنیم. ما دنبال سود هستیم ما به نتیجه ای رسیده ایم.

این معادل ذهنی بازی شش توپ است. ممکن است ، اما تا حدودی دشوار است. با این حال ، اگر ما این روند را ساختارشکن کنیم و در عوض یک کار واحد (پرتاب یک توپ در یک زمان) انجام دهیم ، می توانیم کیفیت تفکر و استدلال را به میزان قابل توجهی ارتقا دهیم.

همانطور که از عنوان کتاب پیداست ، نویسنده شش نوع تفکر را برجسته می کند و از کلاه های رنگی برای نماد هر نوع استفاده می کند.

  1. یک کلاه سفید که ارزش واقعیات و ارقام را دارد.
  2. کلاه قرمزی که نگاه احساسی به او می دهد.
  3. یک کلاه سیاه مراقب و دقیق. به نقطه ضعف ایده اشاره کنید.
  4. کلاه زرد با خوش بینی ، امید و افکار مثبت.
  5. کلاه سبز نشان دهنده خلاقیت و ایده های جدید
  6. کلاه های آبی مربوط به کنترل ، سازماندهی فرایندهای فکری و استفاده از کلاه های مختلف است.

همانطور که از تصاویر مشاهده می کنید ، این کتاب به شما آموزش می دهد که چگونه “کلاه” های مختلف را روی ذهن خود قرار دهید و توضیح دهید که چگونه و چرا در جهات مختلف فکر می کنید.

به عنوان مثال ، اگر می خواهید با شریک خود در مورد اینکه آیا باید پیشنهاد کار دریافت کنید یا مشاغل خود را راه اندازی کنید بحث کنید ، می توانید با یک کلاه آبی شروع کنید و وضعیت فعلی خود را مشخص کنید و در این جلسه تفکر به چه چیزی می خواهید برسید. به عنوان مثال ، مراحل بعدی خاص) ، و پوشیدن کلاه قرمز برای به اشتراک گذاشتن احساساتی که ممکن است با روش های دیگر تفکر تداخل داشته باشد ، برای هر کدام به تفکر کلاه سفید ، سبز ، زرد و سیاه بپردازید. در نهایت با کلاه آبی دیگری تصور می کنیم که جایگزینی را انتخاب کرده و مروری بر آخرین دستاوردهای خود و مراحل بعدی خود داشته باشیم.

و اگرچه این کتاب در درجه اول برای استفاده در محیط گروهی در نظر گرفته شده است ، بسیاری از مثالها مربوط به تجارت است ، اما من اینجا هستم زیرا اطلاعات و رویکرد را در تأمل شخصی و شخصی ارزشمند یافته ام.

بیا بریم غذا


6 کلاه تفکر


5 نکته مهم من شش کلاه فکر

یکی

“اندیشه ها آخرین منابع انسانی هستند. اما ما هرگز نمی توانیم از مهمترین فناوری خود راضی باشیم. مهم نیست که چقدر خوب می شویم ، همیشه باید بخواهیم بهتر شویم. به طور کلی ، تنها افرادی که از توانایی تفکر خود بسیار راضی هستند ، متفکران فقیری هستند که معتقدند هدف از تفکر آنها اثبات حق رضایت آنها است. “

یادداشتهایم

توانایی خوب فکر کردن یکی از مهمترین “مهارتهای فرا” یا “مهارتهای اصلی” است که می توانیم توسعه دهیم. زیرا بسیاری از مهارت های مهم دیگر را فعال می کند و به آن افزوده می شود ، از جمله سایر مهارت های فرا مانند مشاهده ، یادگیری ، حافظه ، تخیل و استدلال. ، و ارتباطات

تفکر نیز یک فعالیت خلاقانه با همان ترتیب فعالیت هنری است ، به این معنی که کمال غیرممکن است. همانطور که یک تصویر ، آهنگ یا مقاله می تواند همیشه دقیق تر ، زیبا تر و الهام بخش تر باشد ، یک ایده ، طرح ، راه حل و غیره همیشه می تواند بصیرت ، کاربردی یا ظریف تر باشد. اما برخلاف نقاشی ، آواز خواندن یا نوشتن ، نگرش شما به زندگی تا حد زیادی به توانایی تفکر شما بستگی دارد. افکار خوب به شما کمک می کند تصمیمات خوبی بگیرید که به شما کمک می کند زندگی خوبی داشته باشید. بنابراین ، برای به حداکثر رساندن توانایی خود برای زندگی خوب ، باید دائماً تلاش کنیم تا از طریق مطالعه ، محاسبه و تأمل منظم ، توانایی خود را برای خوب فکر کردن بالا ببریم.

2

“زندگی باید ادامه پیدا کند. به سختی می توان همه چیز را با دقت مورد نیاز آزمایشات علمی تأیید کرد. بنابراین ، در عمل ، ما نوعی سیستم اعتقادی و حقایق تأییدشده را ایجاد می کنیم. “

یادداشتهایم

این تمایز بین حقایق معتقد و تأیید شده برای تفکر خوب ضروری است. یک لحظه فکر کنید که چقدر با تأیید مستقیم و نه آموزش غیرمستقیم می دانید. حقیقت بیشتر یا بیشتر فرضیات ما در مورد همه چیزهایی است که باور می شود ، نه یک واقعیت تأیید شده.

البته این اشکالی ندارد. ما فقط زمان داریم تا بسیاری از حقایق را بررسی کنیم. همانطور که جاستیس هولمز یکبار گفت: “هنر زندگی این است که در مورد شواهد ناکافی تصمیمات درست بگیرید.”

با این حال ، مشکلات جدی زمانی بوجود می آیند که نتوانیم بین آنچه باور داریم و آنچه تأیید شده است تمایز قائل شویم. هنگامی که بسیاری از باورها به عنوان حقایق تأیید شده اشتباه طبقه بندی می شوند و وقتی از بررسی و تصحیح آنها صرف نظر از آنچه می بینیم یا تجربه می کنیم ، حتی بدتر ، مشاهدات و تجربیات خود را با دقت فیلتر می کنیم تا حالت شناختی خود را حفظ کنیم. وقتی این کار را انجام دهیم ، ممکن است از دست بدهیم. ارزش ما توانایی هدایت موفقیت آمیز واقعیت.

آن را بگیر واکسن کرونا، به عنوان مثال. در زیر یک گفتگوی کلی است که من با بسیاری از اعضای مشتاق کلیسای The Masked Covidian داشتم.

یکی از آنها می گوید: “واکسن بی خطر است.”

“منظورتان از” امن “چیست؟” من می پرسم.

“احتمال عوارض جانبی جدی بسیار کم است.”

“چگونه می دانستید؟”

“علم چنین می گوید.”

“چگونه می دانید منظور از” علم “چیست؟ آیا خودتان آن را مرور کرده اید؟ »

“نه ، اما من به افرادی که آن را مرور کرده اند اعتماد می کنم.”

“پس تو ایمان داشتن واکسن بر اساس اطلاعات ارائه شده به شما ایمن است. “

“… نه. ایمن است. علم چنین می گوید.”

“اما شما خودتان داده های علمی را مرور نکرده اید ، چه برسد به اینکه در تحقیقاتی که داده ها را تولید کرده اند شرکت کنید. بنابراین چگونه می دانیم منظور از “علم” چیست؟ “

زیرا متخصصانی که در مورد آن تحقیق کرده اند می گویند بی خطر است ».

“پس تو ایمان داشتن به گفته کارشناسان خاص ، واکسن ها بی خطر هستند. “

“… نه. ایمن است. من به علم اعتقاد دارم.”

چنین حماقت مضحکی است و در مورد تلاشی که بسیاری از مردم می کنند حتی سعی نمی کنند درباره دیگران انتقاد کنند فکر می کنند. به به شاید . به به چه کسی در توپ ورزشی فانتزی ، چه شرابی را با شام جفت کند و چه چیزی را در Netflix تماشا کند.

من مطمئنم دلایل زیادی وجود دارد که باعث می شود همه ما مستعد این تفکر جزمی باشیم ، اما میل به اجتناب از عدم قطعیت احتمالاً دلیل اصلی است. “بله” و “نه” ایمنی و راحتی را ایجاد می کنند ، در حالی که “احتمالا” و “شاید” لغزنده و خطرناک هستند. اما آنها همچنین بازتاب های دقیق تری از واقعیت هستند ، به نظر می رسد مانند ماشین های محاسبه کوانتومی عمل می کنند که به طور مداوم نمایانگر واقعیتی است که از بین بسیاری از احتمالات آینده متقابلاً منحصر به فرد و اغلب متناقض با احتمالات در حال تغییر انتخاب شده است.

بنابراین ، اگر می خواهیم از نظر فیزیکی با واقعیت ارتباط موثرتری داشته باشیم ، باید از لحاظ ذهنی برای تعامل موثرتر با واقعیت کار کنیم ، و این مستلزم حرکت از تفکر تک رنگ به تفکر چند رنگ است.

همچنین ، در چنین مبادلاتی ، من استدلال نمی کنم که واکسن ها ایمن نیستند ، بلکه ما معتقدیم دانستن راه ماست یا نیست دانستن صبح امروز چی خوردم در عوض ما ایمان داشتن (یا باور کردن را انتخاب کنید، واقعاً) این مشاهدات ما ، منابع اطلاعاتی ترجیحی ما ، نگرش های ما نسبت به مقامات دولتی ، نگرش های ما نسبت به Covid ، گروه های اجتماعی ما ، آرمان های ما برای مطابقت ، باورهای مذهبی ما ، جهت گیری های اجتماعی ، سیاسی و غیره است.

سه

اما تصمیمات خوب در نهایت باید احساسی باشند. در پایان بر آیه تأکید می کنم. وقتی از افکار خود برای ایجاد نقشه استفاده می کنید ، انتخاب مسیر شما بر اساس ارزشها و احساسات شما انجام می شود. “

یادداشتهایم

از این گذشته ، تلاش برای “افکار خالص” و سرکوب م emotionalلفه احساسی افکارمان بی معنی است ، زیرا ما فقط تصمیمات و اقداماتی را می گیریم که به نظر ما درست است. در واقع ، اگر معتقد باشیم که افکار ما بسیار منطقی هستند و تحت تأثیر احساسات ما نیستند ، بستگی به این دارد که احساسات ما چقدر افکار ما را شکل می دهند (و چقدر برای منطقی سازی اجبار عاطفی خود “منطق” می سازیم). این بدان معناست که شما نمی دانم چگونه از آن استفاده کنم

بنابراین ، مشکل این نیست که اجازه دهیم احساسات بر افکار ما تأثیر بگذارند ، بلکه اجازه دهیم “کلاه قرمزی” (احساسات) بر افکار ما مسلط شوند و به طور خودکار با استفاده از استعاره این کتاب ، سهم کلاه های دیگر را تحت تأثیر قرار دهند و آنها را نادیده بگیرند. شامل داده ها و اطلاعات (کلاه سفید) ، خطرات و موانع (کلاه سیاه) ، مزایا و امکانات (کلاه زرد) ، و برنامه ها و جایگزین ها (کلاه سبز).

با کاهش افکار خود از این قبیل ، می توان از ناراحتی روانی ناشی از مواجهه با حقایق و ملاحظاتی که اغلب با خواسته های مخفی ما مغایرت دارند ، جلوگیری کرد و حتی از تحریف هایی که به منتقد منطقی درون ما ثابت می کند چقدر ناتوان است ، شادمان می شویم. روی رفتار ما تاثیر می گذارد. با این حال ، این فقط یک اقدام خود تخریب است.

به نظر من ، آرمانی که دنبال می کنم حداکثر همسویی بین احساسات و تفکر منطقی من است و بازیگری به نفع من ، خانواده ، گروه من و بطور کلی دیگران ، محیط و همه چیز خواهد بود. در غیر این صورت ، اقدامات من می تواند تأثیری داشته باشد ، چه غیرمستقیم و چه از راه دور.

4

“با شهود می توان مانند یک مشاور رفتار کرد. اگر در گذشته به مشاور اعتماد می شد ، ما بیشتر به توصیه های ارائه شده توجه می کردیم. اگر شهود ما بارها درست بود ، ما تمایل بیشتری به گوش دادن به آن داشتیم. “

یادداشتهایم

من همیشه تمایل داشته ام که شهود را در افکار خود نادیده بگیرم یا حتی به آن اشاره نکنم ، در عوض بر تخیل ، داده ها ، تجزیه و تحلیل ، پذیرش چشم انداز و سایر فرایندهای ذهنی که به تفکر کمک می کند تمرکز کرده ام. و شاید به این دلیل است که من تا زمانی که در کودکی دچار شک و تردید زیادی نشدم ، به احساساتم اهمیت زیادی نمی دادم یا به آنها اعتماد نداشتم. به طور خلاصه ، احساس می کردم شهود من پیچ خورده است. گاهی اوقات خوب کار می کرد ، گاهی اوقات کار نمی کرد ، و گاهی به نظر می رسید که اصلا کار نمی کند. این به سادگی یک راهنمای قابل اعتماد نبود.

اما اکنون که بزرگتر شده ام و حداقل کمی عاقل تر و از نظر عاطفی و روانی بالغ ترم ، باید اجازه دهم شهود من بیشتر افکارم را منعکس کند. من فکر نمی کنم این بد باشد که اجازه دهید شهود شما بتواند ضربه های قلم مو به بوم شناختی شما اضافه کند.

5

“تصمیم نهایی بر اساس ترکیبی از کلاه سفید (واقعیت) ، کلاه زرد (مزایا) ، کلاه سیاه (احتیاط) و کلاه قرمز (شهود و احساس) است.”

یادداشتهایم

این یک خلاصه خوب از تصمیم گیری خوب است. این شامل ایجاد ایده هایی بر اساس حقایق و داده های اثبات شده است که شهود و احساسات مثبت را با مزیت روشن و احتمالی نسبت به معایب احتمالی و با حداقل اطمینان و امید ایجاد می کند.

نکته نهایی در ایجاد احساسات مثبت این است که یاد گرفتم در افکار خود شکرگزارتر باشم. گاهی اوقات باید کاری انجام دهید یا بدانید که باید کاری را انجام دهید که باعث می شود احساس بدی داشته باشید ، بنابراین آن را رها می کنید. اما اغلب راه های زیادی برای حل ماهرانه شکست ها و استفاده از فرصت ها وجود دارد. به هر حال ، ما به ندرت آن را به اندازه سایر برنامه هایی که این کار را انجام می دهند ، اجرا می کنیم.

مانند رژیم غذایی و تمرین فکر کنید. صرفنظر از اینکه برنامه شما چقدر از نظر علمی بهینه باشد ، اگر هر روز از آن می ترسید ، نمی توانید در تلاش لازم برای تولید نتایج مطلوب تلاش کنید. بنابراین من برای یافتن وزن زیادی گذاشتم. رژیم غذایی و برنامه آموزشی که کار برای شما– متناسب با اهداف ، ترجیحات و شیوه زندگی شما.

آیا خواندی 6 کلاه تفکر؟ شما چه فکر کردید؟ چیز دیگری برای به اشتراک گذاشتن دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

اگر این مقاله را دوست دارید ، به روزرسانی های هفتگی را دریافت کنید. از این رایگانبه

حریم خصوصی 100٪ ما لیست ایمیل های خود را اجاره نمی دهیم یا به اشتراک نمی گذاریم.



دیدگاهتان را بنویسید